انعکاس تاریکی

انعکاس تاریکی

گفتم اینجا تا مشهد چقدر راه است؟!

گفت : آنقدر که بگویی...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

آخرین مطالب

  • ۱۶ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۵۴ .....

محبوب ترین مطالب

نویسندگان

فیلم سقف یک اتاق...

دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۹:۱۷ ق.ظ

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود

اکران فیلم شروع شد،

شروع فیلم سقف یک اتاق 

دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق

سه, چهار, پنج, ...,هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق! 

صدای همه در آمد

اغلب حاضران سینما را ترک کردند, 

ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین 

و به جانباز قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید. 

زیرنویس: 

این تنها ۸ دقیقه از زندگی این جانباز بود و شما طاقت نداشتید...

دعا نوشت

بالاترین آرزویم برایت این است :

حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد . . .

۹۳/۰۲/۲۹ موافقین ۶ مخالفین ۰

نظرات  (۱۹)

اجرشون از شهادت خیلی بالاتره....
پاسخ:
ممنون
سلام.
با سوالی به روزم

منتظر جواب شما

التماس دعا

یا مهدی
پاسخ:
اومدم
واااای
تکان دهنده بود

۳۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۵۹ حسام محرابیان

سلام.

خوب و عالی .آفرین به شما...

موفق باشید...استفاده کردم.

به روزم... خوشحال میشم سر بزنید.

 

مرسی به خاطر این مطلبت
پاسخ:
خواهش...

اما هیچکس جز خدا و هم دردهاش نمیتونند یه ذره احساس کنه که چه میکشن

هیچکس

سلام

ممنون از آرزوتون ، چه آرزوی قشنگی

پاسخ:
ممنون
سلام
عالی...
پاسخ:
علیک السلام
قربانت....
سلام علیکم
متاسفانه تنها شهرک جانبازان داروخانه ندارد!!!مسئولین در چه حالن???

به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران؛ در این سالها که بسیاری از مردم یادشان رفته دهه 60 چه بر سر کشور گذشت و چه افرادی برای حفظ نظام در مقابل دشمن ایستادگی کردند کمتر می توان آن جمع های دهه 60 را دوباره مشاهده کرد. اما شهرکی در شرق تهران که  بیشتر ساکنانش  را جانبازان ویلچری با درصد هایی بالای 50 که روزهایی را تا شهادت فقط می گذرانند در فضایی معنوی زندگی می کنند.

شهرک جانبازان که سالهاست میزبان خانواده های جانبازان است علاوه بر گمنام بودن از امکانات ناچیزی برخوردار است.

اما آنچه بیش از همه موجبات ناراحتی جانبازان این شهرک شده است عدم وجود یک داروخانه مناسب  جهت تهیه دارو به عنوان  مهمترین نیاز روزانه جانبازان است.

یکی از جانبازان ساکن در این شهرک اظهار داشت: اینکه ما و دوستان جانباز فارغ از رنگ و لعاب دنیوی دور هم جمع می شویم برای همه خوشایند است اما برخی از کمبود ها برای خانواده های جانبازان دردسر ساز شده است.

وی ادامه داد: دارو مهمترین نیازی است که تمام جانبازان در طول روز به آن نیاز دارند ولی جانبازان شهرک به دلیل نبود داروخانه نمی توانند نیازهای دارویی خود را تهیه نمایند.

در پناه خدا...یا مهدی مدد

اول بگم لایک برای زیر عکست ....
کاش باور کنیم که زیبایی به برهنگی نیست ...
واقعا همچین فیلمی رو ساختن؟؟؟؟؟؟ایول به ابتکارشون واقعا سخته اجر جانبازا با خداس
پاسخ:
خواهش...
۲۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۵۱ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
اینکه میگن شها شرمنده ایم باید بهش اضافه بشه
جانبازا شرمنده ایم...
خیلی سخته..سختر اینکه میبینن جامعه خلاف آرزوها و هدف اونا پیش میره
۲۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۲۶ محمد باقری معتمد

واقعا

باید خجالت کشید و...

۲۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۵۶ فدائی امام زمان
سلام
و بشـر الصابرین...

خیلی جالب بود.با اجازتون کپی کردم.
۲۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۱۳ فانوس جزیره ...
اینگونه زندگی سخت است ...



سلام علیکم
عاقبتتون بخیر
سلام .
خیلی دردناک بود.
خدا انشالله شفاشون بده..........
۲۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۲۵ سنا ♥عاشق مهدی فاطمه♥

حاجی داد زد که شیمایی بود» پیرمرد از دوباره ساکت شد
چشم خیسش به دخترش افتاد گفت «باقی ماجرا تلخ است …

 

گفت:« گفتند که قصر شیرین است مانده بودیم پس چرا تلخ است
یکی می گفت که بوی بادام است آن یکی گفت نه ، هوا تلخ است
حاجی داد زد که شیمایی بود» پیرمرد از دوباره ساکت شد
چشم خیسش به دخترش افتاد گفت «باقی ماجرا تلخ است …
بگذریم … زندگی که شیرین است حرف های جدید می گوییم …
چایی تازه دم که می نوشید … (خنده ای کرد) چای ما تلخ است»
گفتم «از خاطرات جنگ بگو» بغض خود را دوباره مخفی کرد
گفت « با خاطرات می جنگم که مرور گذشته ها تلخ است
از همان لحظه سخت جنگیدم همه ی روزهای سی ساله
جنگ با دشمنان چه شیرین بود ولی خب زخم آشنا تلخ است»
ظرف نقل را گرفت در دستش: «نقل ما را ببین چه شیرین است
چای و نقل و نبات باید خورد قصه قسمت و قضا تلخ است»
گفت: « صدای اذان می آید، لطفی کن با زبان شیرینت
من دعا می کنم تو آمین گو بی خودی هم نگو دعا تلخ است …»
گفت «این سینی دوا تلخ است کام من تلخه و غذا تلخ است
اینکه افتاده ام ز پا تلخ است پس بخوان این دعا … که شیرین است …»

سلام.

فقط خدا می داند چقدر دین بر گردن ماست...

گاهی که به آن فکر می کنم، مو بر تنم راست می شود و سرم درد می گیرد...

کاش حس کنیم سنگینی این بار بزرگ را...

 

التماس دعا،

یا حق.

سلام
مطلب خوبی بود...
دردفروشی افتتاح شد.دردهای خود را به فروش بگذارید.
painstore.blog.ir
سلام.
بسیار زیبا بود و خواندنی

التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">